sonic the hedgehog

نقد فیلم Sonic the Hedgehog

سرگرم کننده و فانتزی

صنعت گیم یکی از بزرگترین و پرطرفدارترین صنعت های سرگرمی در دنیاست که تقریبا هر فردی یک بار یک بازی رایانه ای رو تجربه کرده، بعضی از این بازی ها جدید و با گرافیک های خیره کننده هستند و بعضی از این بازی ها نوستالژیک و خاطره انگیز، یکی از این بازی های خاطره انگیز و قدیمی که خیلی از ما با اون خاطره داریم سونیکه.بازیی که با شخصیت های جالب و رنگارنگ و فضایی مفرح از همون نسخه های اولیه خودش بر روی سگا و پلی استیشن ۱ تا نسخه های جدید خودش با گرافیک های بالا بازیکن های زیادی رو به طرف خودش کشید و محبوب هم شد.

و همانطور که احتمالا میدونین در زمینه های بزرگ پولسازی مثل سینما و بازی از فرصت ها و محبوبیت های شخصیت ها راحت گذر نمیکنن.به همین دلیل خیلی از کمپانی های فیلمسازی مختلف سعی کردند که از بازی های محبوب دنیا اقتباس هایی انجام بدن و از این محبوبیت ها استفاده کنن تا بتونن موفقیتی برای خودشون کسب کنن.نمونه های این اقتباس هارو از خیلی وقت پیش دیده ایم از مورتال کمبت سال ۱۹۹۵ تا تام رایدر سال ۲۰۰۱، سوپرماریو سال ۱۹۹۳ و…. که همه این فیلم ها سعی کردن تا با استفاده از محبوبیت و خاطره های بازی های مختلف اونهارو توی سینما هم موفق کنن.که البته خیلی از اونها موفق نبودن.

از بین تعداد خیلی زیادی فیلم ها که از بازی های مختلف اقتباس شدن فقط تعداد انگشت شماری از اونها فیلم های قابل قبول و خوبی بوده اند و الباقی مورد قبول مخاطب ها و ….. قرار نگرفته اند.که بیشتر تعداد این انگشت شمارهارو انیمیشن ها تشکیل میدن که شامل رالف خرابکار، پرندگان خشمگین میشدند و از فیلم ها و لایواکشن هایی که تونستن موفق بشن میشه به Need for Speed ، Ready Player one ، هیتمن ۴۷، رمپیج و اساسینز کرید اشاره کرد که هیچکدوم از اینهاهم موفقیت کامل نداشتن و نقدها و انتقاد های زیادی هم به همه این فیلم ها وارد بود.

یکی از آخرین آثار اقتباس شده از گیم که سازنده های اون امید زیادی به موفقیت اون داشتن لارا کرافت تامب رایدر بود که با بودجه نسبتا زیاد و ریخت و پاش های زیادی ساخته شد اما یکی از ضعیف ترین فیلم های سال ۲۰۱۸ انتخاب شد و در گیشه ها هم شکست خورد.شکست های زیادی هم قبلا دیدیم مثل مجموعه زریدنت اویل، استریت فایتر، سایلنت هیل،وارکرافت،دووم، مکس پین و…… که همین شکست های زیاد باعث شده بود که دیگه کمپانی های بزرگ که از عهده ساخت این فیلم های پرخرج برمیومدن ریسک ساخت این آثار اقتباسی رو نکنن و ترجیح بدن فیلم هایی که موفقیت اونها قطعیست بسازن.تا اینکه کمپانی پارامونت در یک حرکت شجاعانه اعلام کرد که لایواکشنی برای سونیک ساخته میشود.

بعد از منتشر شدن اولین طرح ها و اولین تریلر فیلم و ظاهر سونیک که خیلی بد طراحی شده بود، به همین دلیل انتقاد های خیلی زیادی به ظاهر این شخصیت شد و مقدمات شکست دیگه ای برای آثار اقتباسی از دنیای گیم داشت چیده میشد.اما خوشبختانه پارامونت از اشتباه خودش باخبر شد و با صرف هزینه ای ۵ میلیون دلاری ظاهر سونیک رو دوباره و اینبار وفادار به ظاهر بازی هایش طراحی کردن.اما باز هم نگرانی های زیادی برای موفقیت این لایواکشن بود، که خوشبختانه باید بگیم که لایواکشن سونیک خارپشت جزو همون آثار انگشت شمار موفق قرار میگیره و یک انگشت دیگه به خودش اختصاص میده.

ظاهر قبل و بعد از طراحی مجدد سونیک

مدتی بود که جلوه های ویژه خوب و افکت های بصری خوب رو فقط از طرف کمپانی های وارنر، دیزنی و سونی میدیدیم و به همین علت نگران جلوه ها ویژه و ظاهر سونیک در این فیلم بودیم، اما پارامونت توی این زمینه خیلی خوب عمل کرده.ظاهر سونیک بعد از طراحی مجدد به شدت خوب و خاطره انگیزه و میتونین با ظاهرش ارتباط خوبی برقرار کنین.طراحی حرکت ها و سایه سازی ها هم با دقت انجام شده و این رو توی صحنه ای که سونیک توی زمین بیسبال قرار داره رو ببینین که سایه سازی این شخصیت به دقت انجام شده که کمتر این رو دیده بودیم.حرکت ها و ژست های حرکتی سونیک هم خوبه و حرکت پاها هنگام دویدن راضی کنندست، رعد هایی هم که هنگام سرعت زیاد سونیک درست میشه مارو کمی یاد فلش در دنیای دیسی میندازه ولی خوبه.(درکل کیفیت و تکنیک ساخت این لایواکشن خوب و با کیفیت بالا است)

داستان به صورت ناگهانی شروع میشه که در شهر سانفرانسیسکو دکتر اگمن به دنبال سونیکه و داستان متوقف میشه و به روایت سونیک ما وارد فلشبکی از داستان میشیم که سرگذشت سونیک از اول تا به اینجا رو روایت میکنه.اول از همه باید گفت که صدایی که برای سونیک انتخاب شده و توسط بن شوارتز ایفا میشه خیلی عالی و دقیقا مطابق با شخصیت و ظاهر سونیکه و به همین دلیل از همون اول حس خوبی به شما میده.داستان از خونه مادری سونیک شروع میشه و ما بیبی سونیک رو میبینیم که انصافا باید گفت هم سطح بیبی گروت و بیبی یودا جذاب و گوگولیه.

نویسنده ها و فیلمنامه نویس ها انصافا راه خوبی برای توجیح حضور سونیک روی زمین پیدا کردن و بدون داشتن منبع اصلی داستان خوبی براش طراحی کردن(که به خاطر داشتن قدرت های زیاد سونیک و علاقه افراد به داشتن این قدرت ها جون سونیک درخطره)، تا به اینجا داستان همه چی خوبه، سونیک سرگذشت خودش توی شهر کوچیکی به اسم گرین هیل رو روایت میکنه و علاقه زیادش به مردم این شهر به خصوص لرد دونات(با بازی جیمز مارسدن) رو ابراز میکنه.

فضا سازی و ریتم صحنه های مفرح و شاد خوبه و حس خوبی با دیدن این فیلم به دست میاریم و با همین حس خوب جلو میریم، همه چی خوبه و داریم از فیلم لذت میبریم که ناگهان یک تلنگور بهمون میخوره (البته برای افراد فیلمباز و اونهایی که فیلم زیاد دیدن)؛ فیلم ایده جدیدی نداره

فیلم ایده جدیدی نداره

همونطور که گفتم تکنیک و کیفیت ساخت فیلم خوبه و فضا و رنگ ها لذت بخشه، اما کارگردانی که وظیفه اش بر عهده جف فاولر بوده ظاهرا ایده جدید و نوعی برای این شخصیت و داستان نداشته.بعد از حدود ۱۵ دقیقه اول که به روایت سونیک و داستان سرگذشت اون رو میگه، ناگهان فیلم معمولی میشه و ایده های تکراری رو پشت سر هم میبینیم، البته درسته ایده های طنز ناب و خوبی هم مثل صحنه ردگیری لاکپشت توسط لرد دونات(تام واکوسکی) و یا صحبت کردنش با دونات ها میبینیم و انصافا هم جیمز مارسدن به خوبی توی این فیلم بازی کرده و خط تعادل مابین طنز و لودگی رو به خوبی نگه داشته و با دیدن بازی و رفتار اون با سونیک لذت میبریم، اما غیر از این ایده ها بقیه صحنه های طنز از شوخی های تکراری استفاده میکنن و ظاهرا جف فاولر که قبلا فقط دو انیمیشن سطح متوسط کارگردانی کرده ایده نویی نداره.

از صحنه رقصیدن سونیک با رقص های فورتنایت، تا صحنه های شوخی های کلیشه ای سونیک با لرد دونات شوخی های تکراری رو زیاد میبینیم، البته باید گفت به خوبی پیاده سازی شدن و لبخند کوچیکی رو به روی صورتمون میزاره ولی از این بیشتر و فراتر نمیره و فقط یک لبخند کوچیک از بیننده میگیره.

به نظر من بدترین صحنه ای که توی این لایواکشن دیدیم و کارگردان هم احتمالا خیلی بهش افتخار میکرد جایی بود که سونیک به واسطه سرعت زیادش زمان رو کند میکرد و توی دعوا دست میبرد، این صحنه رو دقیقا قبلا توی فیلم های ایکس من توسط کوییک سیلور دیده بودیم و تقریبا شبیه به اینهارو فلش در دنیای سینمایی دیسی هم انجام داده بود، اما توی این فیلم بدون هیچ خلاقیت و تغییر جدی و دقیقا با همون سبک و استایل پیاده سازی شده بود، دقیقا با دیدن اولین بار این صحنه در کلابی که لرد دونات و سونیک با اعضای اونجا دعواشون شده بود به فکر کوییک سیلور افتادم و واقعا ناامید شدم.قبلا دیده بودم که تو دنیای سینمایی مارول تونسته بودن با استفاده از عنصر سرعت و کند شدن زمان قدرت کوییک سیلور رو نشون بدن و به خوبی هم تغییر کرده بود و کاملا اورجینال بود، در دنیای سینمایی دیسی هم فلش به همین صورت با تغییرات لازمه و خوب تونسته بودن صحنه های اورجینال و متعلق به شخصیت خلق کنن، اما توی سونیک این اتفاق نیوفتاد و یک تکرار و تقلید سطح پایین شاهد بودیم.نه تنها این اتفاق فقط یک بار نیوفتاد بلکه توی صحنه نبرد سانفرانسیسکو سونیک با دکتر اگمن دوباره این صحنه رو کارگردان تکرار کرد و یکبار دیگه همون کار قبلی رو انجام داد.

شاید کارگردانی بدون ایده های جدید و ناب بوده باشه، اما باید اعتراف کرد که کارگردانی خوب انجام شده، همه چیز دقیقا سرجاشون هستن و تغییر زوایا و رفتار بازیگرها هم خوب و منظمه.

تیم بازیگری خیلی خوب انتخاب شده و گل سر سبد اونها جیم کریه، ایفای نقش فانتزی و عجیب جیم کریه خیلی خوب انجام شده و شاید بازی انقدر عجیب و فانتزی از عهده کسی جز جیم کری بر نمیومد.جیمز مارسدن هم نقشش رو کامل و بدون نقص ایفا میکنه و درعین جدیت درکنار سونیک و مسولیت پذیری رگه ها باریکی از طنزه جدی رو به نمایش میزاره که خوب و لذت بخشه.

درکنار بازیگر های اصلی نقش های فرعی و زمینه ای خوبی هم طراحی شده که اینجا باید از کارگردان تقدیر کرد، مامور استون با اینکه خیلی نقش کمرنگ با کمترین دیالوگ ها و تاثیرگذاری داره اما بازهم شخصیت جالبی درست کرده و دیدنش توی بعضی صحنه ها لذت بخشه، اون متصدی تلفن اداره پلیس گرین هیل (وید ویپل) هم نقشی فان رو داره، هرچند که دست و پا چلفتی بودن و مایه ی طنزش کمی کلیشه ایه اما خوب اجرا شده و بعضی از صحنه های فیلم رو جذاب میکنه.

اما در کنار اینها سیر داستانی و اتفاقات یکم تند و بدون فکر هستن، بر خلاف اینکه گفتیم نویسنده ها راه خوبی برا توجیح سونیک روی زمین پیدا کردن، اما توجیح حضور دکتر اگمن(جیم کری) توی داستان با دلیل و منطق خوبی بیان نمیشه و بعد از دیدن یک موج انرژی وزیر دفاع تصمیم میگیره قبل از هرکاری یک دانشمند دیوانه رو وارد صحنه بکنه، و تصمیم لرد دونات مبنی بر دفاع از سونیک تا سرحد مرگ هم خیلی زود اتفاق میوفته و فرصت قبول کردن به بیننده رو نمیده، اما با توجه به سبک این لایواکشن و داستانی که روایت میشه اینها ضعف های بزرگی نیستن و میشه از اونها چشم پوشی کرد.

اما نویسنده و کارگردان برای درست کردن فقط چند صحنه خوب و فان از منطق اولیه فیلم هم دور میشن، منطق داستان اینه که جون سونیک درخطره و لرد دونات هم شدیدا تحت تعقیبه و هرجور شده باید زودتر به سانفرانسیسکو برسن، اما در بین راه لرد دونات که به نظر شخصیتی جدی و با اصل و نظم میاد بدون هیچ دلیلی فقط چندساعت بعد از اون نبرد توی خونش تصمیم میگیره که بجای فرار کردن توی یک بار بمونه و با سونیک خوش بگذرونه، این صحنه یک نوع شمشیر دوسر تیز به حساب میاد، اول از همه اینکه این صحنه به منطق داستان پشت کرد و عملا چیزهایی که توی چنددقیقه پیش دیده بودیم رو به باد فنا سپرد، اما در صورت دیگه این صحنه به خوبی سیر برقراری ارتباط بین سونیک و لرد دونات رو نشون داد که توی فیلم لازم بود و ما باید برقراری رابطه دوستانه این دو باهم رو میدیدیم، البته چندصحنه فان و سرگرم کننده هم برامون به خاطر همین پشت پا زدن به منطق درست شد.

پس اگر این صحنه نبود عملا فیلمنامه و داستان به فنا میرفتن و حالا هم که هست پشت پایی به منطقه داستانه، اما یک نکته: مگه لایواکشنی مثل سونیک کار دیگه جز پشت پا زدن به منطق هم داره؟؟؟ معلومه که نه؛ به همین دلیل کاملا میشه با همه اینها کنار اومد.

این لایواکشن دوست داشتنی اما یک چیزی داره که خیلی از فیلم های حتی ابرقهرمانی با بودجه های بالا و پر ریخت و پاش نداشتن، نبرد پایانی خوب، بعد از اینکه نبردهای معمولی و تعقیب و گریزهایی توی فیلم میبینیم و با سونیک هم ارتباط خوبی برقرار میکنیم، حالا وقتشه که دیگه یکی شر دکتر اگمن رو کم کنه و این نبردهم چه جایی بهتر از گرین هیل جایی که داستان از اونجا شروع شده، مقدمات نبرد هم به خوبی فراهم میشه، همه قدرت سونیک بعد از گرفتن انگیزه از داشتن یک دوست واقعی، در برابر همه قدرت دکتر با سفینه و تجهیزاتش، اما باید گفت که با این مقدمه چینی خوب و جذاب منتظر نبردی بزرگ تر و یکم مقالبه به مثل بیشتر از طرف دکتر بودیم، اما چنین چیزی ندیدیم و سونیک به سرعت زیاد و بدون مشکل خاصی دکتر رو به دنیای قارچی که ازش متنفر بود فرستاد.

درکل داستان سرایی خوب و مورد قبول بود و سریع اتفاق افتادن وقایع رو میشه بر حساب زمان کوتاه فیلم گذاشت و از اون به عنوان یک فیلم سرگرم کننده با فانتزی های جالب و نوستالژی های قدیمی لذت برد.پایان خوبی هم شاهد بودیم و مقدمات خوبی برای قسمت دوم چیده شد که شخصیت هایی که دوستشون داریم به خوبی دارن زندگی میکنن و حالا این دکتر اگمنه که توی سیاره قارچی گیر کرده و عقلش رو از دست داده و میخواد به زمین برگرده و انتقام بگیره.

[letsreview]

نظرتون رو درباره این فیلم به ما بگین


بخوانید:

 ۵ چیزی که درباره مارشن من هانتر نمیدانستید!!!
 ۱۰ لوگو برتر بتمن 
 ۵ سریال برتر ژانر نوجوان 
 ۱۰ چیزی که راجب تسک مستر نمیدانستید 
  بررسی کمیک جوکر کیلر اسمایل


instagram
COMICON-SHOP