نقد و بررسی فیلم “انتقام جویان: جنگ ابدیت”

هشدار: متن زیر حاوی اسپویلر است!

“جنگ ابدیت” دنیای ابرقهرمانی وسیع و پراکنده ای که خلق ان یک دهه زمان برده را در یک فیلم ۱۶۰ دقیقه ای شامل ۷۶ کارکتر و چهار تا شش خط داستانی متفاوت که تقریبا همزمان در حال رخ دادن اند، جمع کرده و با این وجود فیلم از انسجام و پیوستگی خوبی برخوردار هست.

زمان اجرای فیلم باعث میشود که بیننده بعد از فیلم هم احساس نارضایتی کند و هم از شلوغ بودن بیش از حد خطوط داستانی کلافه شود اما با وجود دیالوگ ها، صحنه های احساسی و کلوزآپ های نسبتا زیاد، فیلم کند یا کسل کننده هم نیست و همین هم تحسین برانگیز هست.

برادران روسو فیلم را با یک صحنه ملودراماتیک شروع میکنند و این ترفند انها در “جنگ ابدیت” بیشتر از هر فیلم دیگری که کارگردانی کردند قابل مشاهده هست. این نوع شروع برای فیلم  کارامد است چون داستان یک تراژیست که لزوما با قرار دادن قهرمان ها در تنگنا پایان میابد و جان سالم به در بردن تمام کارکتر ها غیر ممکن است. اگر پس از اتمام فیلم بیننده احساس سرخوردگی و اظطراب کند به این معناست که فیلم به هدفش رسیده است.

تانوس شخصیتی اندوهگین و تنها و اساسا یک متعصب مذهبی است، با این وجود مثل یک مرد نظامی که تاریخ یونان باستان را خوانده و در حالی که با ملایمت با سربازها صحبت می‌کند بر روی گردن‌ هایشان گام برمی دارد، خونسرد هست. با وجود استفاده از CGI برای خلق این کارکتر میشود به خوبی جزئیات و حالات چهره جاش برولین را دید که باعث تاثیر گذار بودن بیشتر تانوس روی مخاطب میشود بنابراین برخی از موثرترین و دلهره اور ترین لحظات این فیلم، شکنجه دادن قهرمان هایی از جمله گامورا و خواهرش نبیولا توسط تانوس هست.

علی‌رغم وجود صحنه های پر از ترس و اندوه در این فیلم، برای مثال صحنه ای که ثور در مورد همه عزیزانی که از دست داده حرف میزند و به نظر می‌رسد که مثل تونی استارک با اختلال استرس پس از حادثه دست و پنجه نرم میکند، بسیاری از این صحنه ها به اندازه کافی تاثیر گذارو قدرتمند نیستند و کارگردانی یکی از عوامل به وجود اورنده این مشکل هست.

مارول  در چند سال اخیر توانسته در زمینه جلوه های بصری رنگ و نورپردازی و هنرهای مفهومی به سبکی ثابت و مختص به خودش برسد. مناظر وسیع که بقایا شهرها، ایستگاه‌های فضایی، ابرهای ابرنگی، سیارات دور و ابعاد دیگر جهان را نشان میدهند، در “جنگ ابدیت”  زیبایی های بصری دنیای مارول به اوج خود میرسد. اما برادران روسو با خلاقیت های تیم مارول هماهنگی زیادی ندارند و ریسک پذیر نیستند. ان ها صحنه های خشونت امیز و اکشن و صحنه های احساسی را به دو صورت فیلم برداری میکنند یا بی روح و خسته کننده و یا به شدت کلیشه ای (برای مثال زوم ناگهانی روی کارکتری که در حال افتادن است، فیلم برداری نامنظم و کات های مکرر در طول صحنه های نبرد، همان ویژگی هایی که در اکثر فیلمهای اکشن دهه اخیر مشاهده میشود) برادران روسو به ندرت از فیلم برداری هنری و تاثیر گذاراستفاده میکنند اما همان صحنه های تاثیر گذار نادر هم بیننده را به وجد می اورد.

همانطور که قبلا اشاره کردیم در این فیلم تعداد زیادی از قهرمان های مارول گنجانده شده اند که بعضی از انها به ندرت در فیلم حضور دارند و این باعث میشود نه تنها فرصت کمی برای پرداختن به تک تک انها وجود داشته باشد بلکه سبب میشود برخی از کارکترها کپی ضعیفی از کارکترهای دیگر باشند هر چند وقتی انها را در فیلم های جداگانه خودشان می بینیم متوجه این موضوع نمی شویم. برای مثال، قرار دادن تونی، پیتر پارکر و پیتر کوییل در یک صحنه، انتخاب جالبی به نظر میرسد، اما وقتی چند دقیقه با آن‌ها وقت سپری می‌کنیم ازار دهنده میشود. جوری که انگار در یک مهمانی هستیم که همه افراد در انجا احساس می کنند بامزه اند، اما در اشتباهند.

همه ما می‌دانیم که در فیلم‌های ابرقهرمانی مدرن شخصیت‌های محبوب به ندرت بعد از کشته شدن می‌میرند حتی کم‌تر از جنگ ستارگان یا فیلم های جیمز باند. هیچ گونه توسعه ای در پلات (طرح داستان فیلم) وجود ندارد، مهم نیست چه اتفاقی در فیلم رخ میدهد زیراممکن است اصلا واقعی نباشد. اگرچه ما نباید قادر به پیشبینی بازگشت کارکترها پس از مرگ باشیم، ان هم وقتی که تانوس در حال شکنجه دادن شخصیت‌هایی محبوبمان است و قصد دارد جهان را نابود کند.

در نهایت “جنگ ابدیت” ترکیب خوبی از هیجان و کمدی است که میتواند طرفداران فیلم های مارول را راضی نگه دارد یا حتی از انتظارات انها فرا تر رود.

منبع: rogerebert.com

دیگر نقدها و بررسی ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *